برچسب: در بند,در بند اروند,در بند تهران,در بند درمانند درمانند,در بندها بس بندیان,در بند توام آزادم,در بندر آمستردام,در بند فیلم,در بند فيلم,بندری در اوکراین, نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 20:57
برچسب: نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 20:57
برچسب: داستان کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه زیبا,داستان کوتاه فارسی,داستان کوتاه صحنه دار,داستان کوتاه جالب,داستان کوتاه کودکانه,داستان کوتاه خیانت, نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 20:57
برچسب: جهان بدون ظلم, نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 20:57
برچسب: نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 15:27
و عشق میتواند مثل یک فنجان شکلات داغ در یک روز برفی باشد
یا یک نخ سیگار وسط یک روز سخت...
یعنی وجودش حیاتی نیست، میتواند نباشد و نبودش هم فاجعه نیست!
اما حس خوشایندیست که دلت را گرم، سختترین روزها را قابل تحمل و زندگی را شیرین میکند!
آخ که اگر باشد...
پ.ن: از همینطوری نوشت ها :)
برچسب: نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 15:27
برچسب: حبيبي من نجم اخر عاشق الدراما, نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 14:07
برچسب: خوبم مرسی,خوبم, باور کنید,خوبم خوبم خوبم خوب,خوبم مثل,خوبم رفیق,خوبم اما,خوبم سینا حجازی,خوبم به ترکی,خوبم به ترکی چی میشه,خوبم به انگلیسی, نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 6:44
فرقی نمی کند دین و آیینت چه باشد و یا اصلا آتئیست باشی و به ماورا و روح و این حرف ها بی معتقد...
شامپو که میزنی، حمام پر از ارواح خبیثه می شود!
باید حتما با آن سرو صورت کفی یک چشمت را باز کنی تا یکوقت تو را نخورند... و تا عمق جانت بسوزد!
پ.ن: وقتی صدای آواز خوندن کسی که تو حمومه میره بالا و اوج میگیره! یعنی دقیقا به مرحله ای رسیده که چشماشو بسته و شامپو به سرش زده و....!
پ.ن: روز نوشت :)
برچسب: نویسنده: سجاد کریمیان تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 6:43